|
گزیده ای از سخنان استاد مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۰۴
هدایت ثانوی، باطنی و قلبی بالاتر از هدایت اوّلیه است، انکار حق و مقابله با آن باعث محرومیت و بسته شدن راه رسیدن به مراتب بالاتر هدایت میشود. کسی که به ولایت خدا تمکین کند و راه عبودیّت او را پذیرا شود، خدا ولایتش را به دست گرفته و کارگردان زندگی او میشود. همراهی با اولیای خدا اگر قلبی و باطنی باشد، میتوان بهره برد، رشد کرد و به همهجا رسید. مِراء و جدل وقتی قابل قبول است که ظاهری باشد؛ یعنی یک محاجّۀ کاملاً شفاف و با ادلۀ قوی در جمع؛ تا دیگران قضاوت کنند و ببینند که طرف مقابل تن به حقیقت نمیدهد و لجاجت میکند. گفتن لفظی اِنشاءالله، ادب بندگی است؛ امّا باید توجّه قلبی داشت. انسانهای اهل معرفت یک لحظه از این حقیقت که همه چیز دست خداست، غافل نمیشوند و توجّه به اِنشاءالله در باطن آنها دائمی است. بدترین فراموشی، فراموش کردن خداست؛ در واقع انسان حقیقت و خویشتن خود را فراموش میکند. جایی باید خدا را یاد و ذکر کرد که انسان ماسِِویالله را فراموش کند، بخشی از ذهنش مشغول مخلوق و بخشی مشغول خالق نباشد، کلّ مخلوق را فراموش کند. در داستان اصحاب کهف دو پیام جدّی وجود دارد: انسان میتواند بیش از سیصد سال زنده بماند و این به حل کردن بحث طول عمر در رابطه با امام زمان علیهالسّلام کمک میکند. زنده ماندن انسان وابسته به آب و غذا نیست. میتوان سیصد سال بدون خوردن غذا و نوشیدن آب زنده ماند.
|