|
تأمّلی در آیات ۲۱ تا ۲۷ سورۀ کهف
وعدۀ خدا حقّ است. ماجرای اصحاب کهف شاهدی بر حق بودن وعدۀ قیامت، معاد و رجعت است. رجعت دوم اصحاب کهف در زمان ظهور امام عصر ارواحنافداه واقع خواهد شد. نفی نکردن ساخت مسجد در محل کهف، مؤیّد آن است که برخلاف نظر وهابیون میتوان در کنار قبور اولیای خدا عبادتگاه بنا کرد. از مراء و جدلِ بیمبنا باید پرهیز کرد. از هر کسی نمیتوان سؤال کرد، باید از اهل ذکر سؤال کرد. برای خودنمایی یا بیآبرو کردن کسی هم نباید از او سؤال کرد. وقوع فعل در خارج، بهجز عزمِ انجامدهندۀ فعل به مشیّت الهی هم نیاز دارد. وقتی میخواهیم بگوییم در آینده کاری میکنیم، حتماً با گفتن انشاءالله آن را به مشیّت الهی منوط کنیم. گفتن انشاءالله یک ادب است؛ با گفتن انشاءالله، در ظاهر به این ادب مؤدّب شویم و در باطن هم باورمند باشیم. هدایت مراتب مختلف دارد. سالک نباید متوقّف به هیچ مرتبهای از کمالات باشد. اگر دل به هدایتگری خدا ببندد، تا بینهایت میتواند رشد کند. دلبریدن از دنیا و قطع همنشینی با دنیاپرستان و پناه آوردن به کهفِ ولایت، انسان را مستعدِّ راه پیدا کردن به امام زمان علیهالسّلام و قرار گرفتن درÂ شمار یاران ایشان میکند. همۀ مخلوقات تحت ولایت عامّۀ خدا قرار دارند؛ امّا ولایت خاصّه مخصوص صالحان است و خدا امور آنها را مدیریت میکند. سخن خدا عین حقیقت است؛ نه گذر زمان، نه حالت جوامع و فرهنگها و نه هیچ احدی نمیتواند آن را تبدیل کند. غیر از خدا هیچ جا و هیچ احدی نیست که بتوان به آن پناه آورد، تکیه کرد و به امنیّت نائل شد.
|