|
رهایی، راهِ وصال
سیر الیالله که از طریق صراط مستقیم، به مقصد وصال و لقاء الهی منتهی میشود، مستلزم دل کندن از تعلّقات و دلبستگیهای دنیوی است. آنچه مهم است، دل کندن است و نه دست کشیدن و عدم استفاده از نِعَم الهی که خداوند روزی انسان کرده است. گاهی اوقات حرکت انسان بهخاطر دلبستگیهای دیگری نیز متوقف میشود، از جمله: - قالبهای ذهنی که انسان به آنها دل بسته و تعصّب دارد و حاضر نیست از آنها دست بردارد؛ حتی قالبهای دینی و مذهبی مثل یک نوع تفکر، تلقّی و برداشت خاص نسبت به آموزههای دینی - اسیر فهم اولیۀ خود بودن - تفکر خشکِ قشری داشتن - عادات رفتاری، حتّی عادات دینی و عبادی خشک، متعصّبانه و مقدّسمآبانه داشتن - قوارههای خشک برای رفتارهای دینی داشتن اینکه در ادبیات عرفانی گفته میشود سالک و عارف در شور عارفانه و جذبۀ عشق الهی، دستار از سر میافکند و رِدا بر تن میدرد؛ دستار نمادی از اندیشههای خشک دینی و ردا نمادی از الگوهای رفتاری خشک است.. تعلّق به هر چیزی انسان را راکد و متوقف میکند. تعلّق حجاب است و بیحاصلی چو پیوندها بگسلی، واصلی سائر الیالله باید رها و آزاد باشد. تا وقتی در بند تعلّقات است، سِیر برای او ناممکن است. غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود ز هرچه رنگ تعلّق پذیرد آزادست آزادی و رهایی از تعلّقات، جز با قرار گرفتن در جاذبۀ محبّت الهیÂ ممکن نیست...
|