|
تأمّلی در آیۀ اوّل سورۀ کهف
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُلِلهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًاÂ تمام قرآن در سورۀ حمد و سورۀ حمد در بسم الله الرحمن الرحیمÂ و بسم الله الرحمن الرحیم در بِ بسم الله و بِ بسم الله در نقطۀ تحت ب خلاصه شده است و امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند: آن نقطۀ تحت ب من هستم... نٓÂ وَ ٱلۡقَلَمِ وَ مَا یَسۡطُرُونَ نون همان دَوات است. قلم وقتی در دَوات و سپس روی کاغذ قرار میگیرد، نقطه خلق میشود. نقطه که امتداد داده شود، حروف خلق میشوند. تمام کلمات از این حروف و تمام عبارات از این کلمات خلق میشوند و همۀ سطرها نیز از همین عبارات به وجود میآیند و این ماجرای کلّ آفرینش است... کتاب یا قرآن نازلشدۀÂ یک حقیقت است. پس قرآن همچون نردبانی است که اگر از آن بالا رویم به آن حقیقت میرسیم. راه تماس با تمام مراتب حقیقت قرآن، داشتن طهارت مطلق است. عبودیّت عموم خلق برمیگردد به اسماءالله. عموم خلق به تناسب مراتب کمالی که دارند، عبد یکی از اسماء خدا هستند و خدا را در قالب آن اسم که ناظر بر آن مرتبه است، عبادت میکنند. سالک اگر در سیر خود از عالم اسماء عبور کند، آنجا دیگر اسمی نیست و حقّ متعال فارغ از اسماء و صفات مورد عبادت قرار میگیرد؛ این مرتبۀ عبودیّت مطلق حقّ است. غایت آفرینش که اوج عبودیّت حقّ متعال و فوق عبادت اسماء و صفات است، عبادت کسی است که عَبدُهُ است. لذا تحقّق هدف خلقت، موکول به وجود حجّت اعظم خداست که خدا را چنان که شایستۀ اوست عبادت میکند؛ کَما هُوَ حَقُّهُ. کسی میتواند قرآن را دریافت کند و قرآن بر او نازل شود که در مرتبۀ عَبدُهُ باشد. ظرفیّتی که میتواند همۀ اسماء الهی را دریافت کند، میتواند کتابی که شرح آن اسماء است را نیز دریافت کند....
|