|
شکرِ تمامعیار
شکر نعمتهای الهی، ادای حقّ آنها و تأمین مقصودی است که مُنعِم از اِعطای آنها داشته است. شکر اسلام، ایمان، ولایت و معرفت اهلبیت عصمت و طهارت صلواتاللهعلیهماجمعین وقتی بهجا آورده میشود که حقّش ادا شود. اسلام آمده تا بندۀ مسلم بسازد؛ اگر اهل تسلیم حقّ متعال شدیم و از سیطره و سلطنت نَفس و شیطان رها شده و سر تسلیم در پیشگاه الهی فرود آوردیم و با اوامر و اولیای الهی از در سِلم و صلح وارد شدیم، مسلم هستیم. ادای حقّ اسلام، مسلم شدن و ادای حقّ ایمان، مؤمن شدن است. مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند. مؤمن کسی است که علاوه بر دست و زبان، از قلب، نیّت و باطن او هم در اَمن و امان باشند. خودمان را محک بزنیم ببینیم دیگران در کنار ما احساس امنیّت میکنند یا نه. اگر این امنیّت، ناشی از باور به خدا و اولیای خدا در ما محقّق شد، مؤمن هستیم. ادای شکر ایمان این است که ظاهر و باطنمان برای دیگران امن باشد. نیّت سوء، غرض و حسدی در وجود ما نسبت به دیگران نباشد. شکر ولایت این است که حقّ متعال بر وجود ما حکومت کند، نه نفس ما. اولیای خدا بر وجود ما حاکم باشند، نه شیطان. اقتضای شناخت و محبّت و دلباختن به اهلبیت علیهمالسّلام، همرنگی و سنخیّت با آن بزرگواران است و این سنخیّت پیدا کردن، شکر است. هدف میانی شرکت در جلسات معرفتی، شناخت بهتر مکتب قرآن و اهلبیت علیهمالسّلام و مقصد غایی آن است که وجود شایستهای شویم و حقایق آموزههای دینی در وجود ما مصداق پیدا کند. شکر شرکت در جلسات، ساخته شدن و متحوّل شدن است.
|