|
تأمّلی در آیات ۴۶ و ۴۷ سورۀ مائده
وَ قَفَّینا عَلىٰ آثارِهِم بِعِیسَى ابنِ مَریَمَ مُصَدِّقًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ التَّوراةِ وَ آتَیناهُ الإِنجِیلَ فیهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ التَّوراةِ وَ هُدًى وَ مَوعِظَةً لِلمُتَّقِینَ وَلیَحکُم أَهلُ الإِنجِیلِ بِما أَنزَلَ اللهُ فیهِ وَ مَن لَم یَحکُم بِما أَنزَلَ اللهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ انبیاء مکمّل یکدیگر و یک سلسلۀ پیوسته برای طیّ یک مسیر واحد هستند. آئین حضرت مسیح علیهالسّلام، جنبههای معنوی، اخلاقی و روحانی را در شریعت حضرت موسی علیهالسّلام تقویت کرد، امّا در امور فقهی، دستورالعملها و احکام، ملاک همان تورات است. در واقع انجیل، تورات را تصدیق و تکمیل کرد. حضرت مسیح علیهالسّلام با آموزههای اخلاقی، جامعۀ دنیاگرا و دنیازدۀ یهود را که ناشی از اهتمام به جنبههای ظاهری شریعت و تشکیل حکومت بود، به لطافتهای عرفانی و معنوی هم هدایت کرد. برخلاف نظریههای باطلی مانند صدف و گوهر که احکام فقهی را ظاهر و پوستۀ دین، ناظر و مقیّد به شرایط زمان نزول آن و با گذشت زمان منسوخ دانسته و فقط لطافتهای عرفانی و معنوی و خلوت و آرامشهای ناشی از ایمان به معنویت را گوهر دین میداند، پیروان آیینهای الهی باید مقیّد به احکام و قوانین الهی باشند و نظام زندگی دنیوی باید در قالب قوانین الهی شکل بگیرد. امیرالمؤمنین و امام حسین علیهماالسّلام در فرمایشات خود یکی از انگیزههای خود برای قیام و حرکت بهسمت حکومت را اقامۀ احکام دین و حدود الهی بیان کردهاند. 
|